درباره :
صفحه نخست
تماس با نویسنده
عناوین مطالب وبلاگ
اضافه به علاقمندی ها
صفحه خانگی شود
نویسنده
دسته بندی موضوعی
آرشیو
اردیبهشت ۸۸
مهر ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
آذر ۸٤
مهر ۸٤
بهمن ۸۳
آذر ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
لینک دوستان
شاهين
شاهين۱
ایران امروز
الو؟ آخر دنیا
بحث تو بحث
داریوش کبیر
غریبانه
خونه عشق
حامین
آسمان نیلی
ستاره ی تنهایی
غريبه آشنا
يک لحظه تنهايي
فرياد در تنهايي
مانداگارانا
زندگي و مرگ در قدرت زبان است
امين
سايت گردی
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
rss 2.0

لوگوی دوستان

گل اگر خشک شود، ساقه اش می ماند
دوست اگر جدا شود، خاطره اش می ماند
پست های من همشون برام یه خاطره ای رو زنده می کنند
خاطرۀ شما دوستان
خاطره های تلخ و شیرین
خاطره های زشت و زیبا
ازتون جدا می شم ولی خاطره هاتون همراهمه
دوستون دارم
...آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند
دست خطی که ترا عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
آدمک زن نشوی گریه کنی
کل دنیا سراب است بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی
بخدا مثل تو تنهاست بخند
...خوابی دیدم...
خواب دیدم در ساحل با خدا قدم می زنم.
بر پهنه ی آسمان صحنه هایی از زندگی ام برق زد.
در هر صحنه دو جفت جای پا روی شن دیدم.
یکی متعلق به من و دیگری متعلق به خدا.
وقتی آخرین صحنه در مقابلم برق زد.
به پشت سر و به جای پاهای روی شن نگاه کردم.
متوجه شدم که چندین بار در طول مسیر زندگی ام
فقط یک جفت جای پا روی شن بوده است.
همچنین متوجه شدم که این در سخت ترین و
غمگین ترین دوران زندگی ام بوده است.
این واقعا" برایم ناراحت کننده بود و دربارهاش
از خدا سوال کردم: خدایا تو گفتی اگر به دنبال تو بیایم.
در تمام راه با من خواهی بود.
ولی دیدم در سخت ترین دوران زندگی ام
فقط یک جفت جای پا وجود داشت.
نمی فهمم چرا هنگامی که بیش از هر وقت دیگر
به تو نیاز داشتم مرا تنها گذاشتی.
خدا پاسخ داد: بنده ی بسیار عزیزم
من در کنارت هستم و هرگز تنهایت نخواهم گذاشت.
اگر در آزمون ها و رنج ها فقط یک جفت جای پا دیدی
زمانی بود که تو را در آغوشم حمل می کردم.
...پر دردم، پر حسرت
پر واژه های غمناک
پر از درد و جدایی
اشک و گونه های غمناک
...برای سالها می نویسم
سالها بعد که چشمان تو عاشق می شوند
افسوس که قصه ی مادر بزرگ درست بود
همیشه یکی بود یکی نبود
...۷ سین
سلامتی
سربلندی
سرافرازی
سبزی
سالاری
سعادت
سرور
برای شما بزرگواران آرزومندم
عیدتان مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
...چنان از زندگی دلسرد و دلگیرم
که روز مرگ خود را جشن میگیرم
...